جونا روت پروفسور اموزش تاتر ( شاگرد استلا ادلر عزیز من )تو کتاب کلاس های بازیگری استلا ادلر ترجمه ای عالی از جناب اقای مهدی ارجمند که قبلا هم معرفی کرده بودم .یه کار جالب انجام داده اون چهارده تا قانون رو برای موفقیت در بازیگری پیشنهاد کرده که به نظر من هم واقعا عالی هستن و ارزش فکر کردن رو دارن ! پس یه نگاهی بهشون میندازیم !....
قانون اول: هدفی متعالی برگزیدن
قانون دوم: از حقیقت زندگی غافل نشو
قانون سوم : چیزی بیش یا کم از انچه شایسته ی یک بازیگر است انجام مده
قانون چهارم: از عالم پیرامون خود اشباع شوید
قانون پنجم : بر صحنه همه چیز دروغین است مگر ان هنگام که شما ان را حقیقی بپندارید
قانون ششم : درک کن ودروغ مگو
قانون هفتم : طبیعت و جوهر اشیا کشف کنید
قانون هشتم : حقایق کوچک بیشمار را انجام دهید . یکی پس از دیگری
قانون نهم : حقیقت درونتان را اشکار کنید
قانون دهم: درک یک عمل زمانی برایت امکان پذیر میشود . که بتوانی ان را در شرایط گوناگون انجام دهی
قانون یازدهم : روی صحنه احساس کلی و عمومی وجود ندارد
قانون دوازدهم : برای ساختن یک شخصیت تحول را مد نظر قرار بده
قانون سیزدهم : هرکس پرورده ی یک جامعه است و تحت نفوذ شیوه ی زندگی ان قرار دارد
اخرین قانون را فراموش نکن : بالاترین پاداش پیدا کردن خودت است . خودی که نمیشناختی
هر دانشگاه(University) و خرده- هم سازگانهای آن ( به ترتیب اولویت و عمده بودن): پردیس- college، دانشکده –Faculty-، گروه آموزشی (Educational Department) در راستای راه یابی و رسیدن به چهار خویشکاری ( وظیفه)، یا آماج و یا کارویژه پدید آمده اند و رتبه و جایگاه این نهاد های آموزشی در سنجش با چنداچون راه یابی و دسترسی آنها، به همین چهار اصل، شناسایی و داوری می شوند:
1. آموزشی و پژوهشی و پرورشی و همایشی
پس اگر ما می خواهین چنداچون نهاد آموزشب خود را بهتر، گسترده تر و ژرف ترکنیم، باید در این چهار زمینه، کارکنشهای خود را پدید آوریم. باید گروه آموزشی هنرهای نمایشی را به لحاظ آموزش، پژوهش، پرورش و همایش، از نظر کمی و کیفی، توسعه دهیم. اگر بخواهیم مشخص تر و موردی تر به جنبه های برنامه ی آموزشی در گروه هنرهای نمایشی بپردازم و کاستیها، یا به قول برگزارکنندگان این همایش آسیب شناسی آن را، برجسته کنم، به این چند زمینه می پردازم:
1. از آنجائیکه در «هنرهای نمایشگانی» (Permormative Arts) هنرهایی که به شکلی زنده در برابر مخاطبان و دریافتگران آن – تماشاگران یا شنوندگان- پدید می آیند، هنر موسیقی اهمیت بنیادی دارد؛ باید پیشنهاد کنم که درسهای موسیقیایی رشته هنرهای نمایشی، بیش از پیش توانمند شوند و بر شمار آنها نیز افزوده گردد
2. این نکته را هم خوب می دانیم که آزمون ورودی (کنکور) این رشته، خوب، شایسته و کارامد، انجام نمی پذیرد.چه بسا داوطلبان کم استعداد، کم علاقه و کم امکان، در آزمون ورودی، خواه مقطع کارشناسی و خواه کارشناسی ارشد، موفق می شوند و خود را در گرایشهای این رشته( هنرهای نمایشی) می پذیرانند و حال آنکه بسیاری از داوطلبان با استعداد، با علاقه و با امکان در آزمون های کمابیش ناسنجیده ای که سالیان سال برگزار می شوند، ناکام می مانند و پذیرفته.
داوطلبان پذیرفته شده، ولی کم استعداد، کم علاقه و کم امکان، معمولا در کلاسهای درس درست حضور می یابند و نه به تماشای نمایشها می روند و نه در همایشها شرکت می کنند و نه کتاب و نشریه یی می خوانند، و بدتر آن که نسبت به بود و نبود هنر نمایش و پدیده های آن در جهان و ایران ، نه حساسیتی دارند ، و نه غیرتی نشان می دهند . در حالی که همین دانشجویان اجباری شاید در رشته ها و تخصصهای دیگر ، چنانکه به رشته ها می رفتند ، فعالیت بیشتری می کردند و با شوق فراوان تحصیلات خود را ادامه می دادند و در آن تخصص ، صاحب صلاحیت و خاصیت بیشتری می شوند . 3- در گروههای آ»وزشی دانشگاهی رسم است که برای هر واحد درسی به پیش از تدریس آن ، کتاب درسی تهیه و تالیف کنند و در اختیار دانشجویان قرار دهند به طوری که دانشجویان از همان آغاز می دانند برای چهل یا پنجاه درسی که قرار است در دوره ی کارشناسی ارشد بخوانند چه کتابهای درسی را باید تهیه کنند ؟ و سرفصل و موضوعات آن جه هستند . و مدرسین درس هم به کمک و میانجی کتاب های درسی مبحث هایی که قرار است ، طی آن درس ها بیاموزند ، کدامند ؟ کتاب درسی هر واحد درسی، کتاب پایه به حساب می آید و مدرس موظف است ، منابع تکمیلی واحد درسی خود را نیز به دانشجویان معرفی کند . بنابراین ضرورت دارد . ما نیز باید به سرعت برای هر واحد درسی در گروه نمایشی کتاب درسی تهیه کنیم . برای این کار خیلی دیر کرده ایم . هر روز زودتر که این کار را شروع کنیم بهتر است. 4- ما در حوزه ي جغرافيايي – فرهنگي ايران به پژوهش و نظريه پردازي اين جانب (فرهاد ناظرزاده كرماني ) 9 ريختار يا گونه ي نمايشي (theatrical ponm) داريم از اين قرار است:
1- نمايشهاي آييني ( مانند آيينهاي نمايشي ميترايليستي
2- نمايشهاي عروسكي ( خيمه شب بازي )
3- نمايشهاي كارگرداني (مير نوروزي ، كوسه برنشين )
4- داستان گويي هاي نمايشگرانه ( نقالي ها ، پسر خواني ها )
5- خندستانهاي سنتي (تقليد و گونه هاي آن : سياه بازي ، بقال بازي )
6- نمايش سوگرنجهاي دين سروران ( تعزيه )
7- نمايشهاي گذرگاهي ( معركه گيريها ، شعبده بازيها ، پهلواني گرها )
8- نمايشهايي كه به تقليد از غرب در دوران جديد به ويژه پس از انقلاب مشروطيت به ايران آمده اند .
برصحنه اجرا شده از به فارسي ترجمه و ( نمايشنامه هاي موليير و برشت و بكرو...) و به ميانجيگري سبكهاي اجرايي غربي چون سبكهاي استافيلاوسكي ، برشتي ، پيسكاتوري ....و آرتويي.
9
- نمايشهاي تركيبي ( تركيب شگرد ها و شيوه اي تئاتر غرب با شگردها و شيو هاي نمايش هاي سنتي از ميان اين نه ريختار يا نه گونه ي نمايشي 7 گونه ي نخست آن بوم آورد و ويژه ي حوزه ي جغرافيايي – فرهنگي ايران هستند و ربطي به هنرهاي نمايشي فرنگي ندارند و بعضي از اين گونه ها چند هزار سال در حوزه ي جغرافيايي – فرهنگي پيشينه دارند و بعضي از اين ها نابود شده اند و يا در شرف نابودي اند . بايد زودتر به اين مهم پرداخته شود .
پيشنهاد مشخص و فوري اينجانب اين است كه براي ريختارهاي نمايش سنتي ايراني ( هفت ريختار پيشگفته ، به علاوه ي ريختار تركيبي ) گرايش و تخصصي مستقل ايجاد كنيم . همه در مقطع كارشناسي و هم كارشناسي ارشد . يادم مي آيد ، يكبار استادي خارجي پرسيد ، اگر كسي بخواهد در زمينه ي گونه هاي سنتي نمايش ايراني تحصيل كند، بايد به كدام دانشگاه ايران برود ؟! چه جوابي مي توانيم به آن استاد بدهيم . باري ، به پيشنهاد موكد اينجانب ، ضرورت دارد تا ديرتر نشده ، در مقطع كارشناسي كه ما گرايشهايي چون بازيگري ، ادبيات نمايشي و صحنه آرايي ...و نمايش عروسكي را داريم ، يك گرايش ديگر هم اضافه كنيم ، و آن گونه هايي نمايش سنتي ايران باشد . و شايد همين كار را در مقطع كارشناسي ارشد هم انجام دهيم . همين امسال ! هر سال كه بگذرد ، استادان سنتي و مردمي اين هنرها پيرتر مي شوند و .....
كار يافتن استادان مناسب دشوارتر . دوستان همت كنيد .
5- در برنامه ريزي آموزشي ما روي آوري و درنگ به هنر نمايش در هند ، چين ، ژاپن ، كشورهاي عربي – اسلامي و كشورهاي آفريقايي ناچيز است هم در سطح دانشجويان و هم در سطح مدرسان .و حال آن كه ضرورت دارد كه با چنداچون و شگردها و شيوه هاي نمايشي آن حوزه هاي جغرافيايي – فرهنگي ، بيشتر و بهتر آشنايي پيدا كنيم .و اين خواسته در گروي و گنجاندن درسهاي ويژه يي است .
6-درس تمثيل شناسي به رغم اهميت پايه ي و بنيادي كه در هنر نمايش دارد ، از محتواي حقيقي اش تهي شده است ، و يا كه محتواي آن ، به هوا و هوس استاد ؟ تدريس آن واگذار شده است ، و به اصل هر چه مي خواهد دل تنگت ، بگوي ! ضروي اي كه با اين درسي نهادي ، درست برخورد شود و براي آن فورا كتاب درسي تهيه گردد. آشنايي با تمثيل شناسي ، نمي توان الگوريها (ALLEGORES ) ، فايلها (FABLES) و پارابلهاي (PRABLES) نمايشي كه بسياري از نمايشنامه نويسان و نمايش سازان از اين گونه هاي تمثيلي استفاده كرده اند را شناخت ، يا آنها را بر صحنه پديد آورد .
7- ارتباط و مناسبت ما با تئاتر جهان بسيار اندك است . از سويي ضرورت دارد از دانش و تجربه ي استادان خارجي ، ويژه هندي استفاده كنيم و از سوي ديگر ضرورت دارد دانشجويان حقيقي ( مستعد ، با علاقه و با امكان ) خود را براي دوره هاي گوناگون و حتا كوتاه مدت به كشورهاي مورد نظر و دانشگاه هاي كشورهاي مختلف جهان است . ما در اين زمينه كم عمل كرده ايم .
9- اعزام دانشجويان حقيقي به دانشگاههاي خارجي كشورهاي مختلف و به منظور انجام تحصيلات عالي نيز يكي از پيشنهادهاي مشخص اينجانب است .
در پايان خوشي بيني خود را نسبت به آينده ي هنر نمايش در ايران اعلام مي كنم و در فرصت ديگري دلايل اين خوش بيني را خدمت علاقه مندان عرض خواهم كرد . باتشكر از شما حاضران محترم .
تئاتر مشهد در سالی پر از فراز و نشیب حالا دیگر در روز شمار آخرین ماه از سال خود قرار گرفته و کم کم می رود تا چهر ه ای جدید به خود بگیرد.
سالی که به زعم بنده – بهار تئاتر خراسان رضوی باید نام بگیرد
حضور جوانان تئاتری شهرمان در جشنواره های مطرحی چون :
جشنواره نمایش های آینی و سنتی تهران – جشنواره تئاتر ماه – جشنواره تئاتر امام رضا {ع }- جشنواره تئاتر دفاع مقدس – جشنواره تئاتر بانوان –جشنواره تئاتر فجر دانشجوی –جشنواره تئاتر معراج –جشنواره سراسری تئاتر بسیج و حسن ختام انها بیست و ششمین جشنواره بین الملی تئاتر فجر تهران با حضور دو نمایش از شهر مشهد این نکته را در ذهن من جاری می کند که آیا ما به خاستگاه و اعتبار گذشته و همچنین روزه های طلایی شهرمان نزدیکتر شده ایم ؟
این را هرگز کتمان نمی کنیم که برگزاری جشنواره در گسترش معرفی تئاتر نقش بسزایی دارد اما افزایش بیش از حد و نامتعارف آن می تواند هشداری باشد که مبادا تئاتر مناسبتی شده و از رسالتی که دارد دور و به ابزاری سرگم کننده تبدیل شود که اگر این چنین باشد یعنی عقب گرد.
اما با دمیده شدن روح تازه به بدنه تئاتر مشهد و البته افزایش جوانان تحصیل کرده در رشته های نمایشی و گرد آمدن علم و تجربه بارها – خالق شگفتی های بسیاری در عرصه ای تئاتر کشور شده که باعث نگاه و دقت بیشتر دست اندرکاران حوزه ای تئاتر پایتخت کشورمان گردیده و این موضوع با گسترش در جمع مسئولین فرهنگی شهرمان به انها قوت قلب داده که با حمایت و البته اعتماد به جوانان می توان به زودی به افق های درخشان در ساحت علم و هنر رسید
احترام و عزت من به کارهای ستایش بر انگیز بزرگان و پیشکسوتان تئاتر جای جلیل خود رادارد که اگر تشخص و اعتبار هنری خود را حفظ کنند چشم و چراغ تئاتر زنده ای ما هستند ، انها خوب می دانند که برای دوام حیثیت حرفه امان چه باید بکنیم .
و اما جوانان قانع و کم تواقعی که امروز شاهد بسیاری از اجرا های بدیع تهور امیز یکد ست و هماهنگ ان ها هستیم ، انها به اسانی نمایشی ها یی ارائه می کنند در اسلوب های متفاوت ، اما لبریز از حیات و شگفتی و سر شار از زندگی .
ودر اخر امیدوارم سال 1387 سالی باشد پر از حضور چشمگیر وتوام با تاکید بر بازگشت تئاتر به جایگاه و خاستگاه اولیه خود در بین مردم
و آرزوی نگاه حرفه ای مدیران فرهنگی شهرمان به این هنر مقدس و انسان ساز

