تبليغاتX
انجمن نمایش مشهد

mshnamayesh

تحریریه

mshnamayesh

http://mshnamayesh.blogfa.com

انجمن نمایش مشهد

انجمن نمایش مشهد

انجمن نمایش مشهد

هر اندیشه ای که در قالب هنر نگنجد ماندنی نیست /مقام معظم رهبری /

انجمن نمایش مشهد

طرح تئاتر مشهد

 

.در گفت وگو با محمدمهدي خاتمي رئيس انجمن نمايش مطرح شد:
مروري بر كارنامه تئاتر مشهد در سال ٨٦

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 16:29 توسط تحریریه |
به بهانه اجراي «روزگاران» چيزي شبيه تئاتر...
به بهانه اجراي «روزگاران» چيزي شبيه تئاتر...


علي مؤذن- چه مي شود كرد؟ شايد بايد
دل خوش كنيم كه بضاعت تئاتر مشهد همين قدر است... ولي نه! در روزگاري ديگر «مظلوم پنجم»ها را به فجر فرستاديم و در آن روزگار بهترين جوايز را هم از آن خود كرديم. پس چطور مي شود در اثري كه مي تواند نيم نگاهي به آثار قدرتمند و قابل قبول گذشتگان داشته باشد، هرگز به پاي آن زمان نمي رسد؟ صراحتاً بگوئيم: آقاي كارگردان! اگر مدت تمرينها كم بوده، محض احترام به تماشاگر هم شده نميبايست كاري كه هنوز هماهنگي كامل ندارد به روي صحنه برود، چرا كه اين عمل فرار مخاطب اندك تئاتر از سالن هار ا به دنبال خواهد داشت. استفاده از غني ترين عناصر مذهبي اعتقادي و مفاهيم عميق و والاي ملي و شعائر ديني و نشانههايشان و چيدمان اينها بدون خلق يك كل واحد يكپارچه متعادل، شكلي فاخر و چشم نواز و اثرگذار، ديگر نامش اثر نمايشي نيست، بلكه صرفاً واگويه هاي شعري با خرده خاطرات فرماليستي است. اما بد نيست اشاره اي داشته باشيم به تعريف اُپرت (Operetta)  و قبل از آن بدانيم كه «اپرا» چيست؟ اپرا نمايشي است بر پايه موسيقي، با گروه كامل اركستر كه كلام بازيگران شعر و به صورت آواز بيان مي شود، مضمون داستان جدي و پاياني غم انگيز دارد، طولاني و سنگين است و از صحنه پردازي هاي بسيار مجلل و باشكوه برخوردار است. اپرت مانند اپرا بر پايه موسيقي و آواز است با اين تفاوت كه ديالوگ ها لزوماً شعر نيستند، ضمن اينكه اپرت نوعي اپراي سبك و كم هزينه و كم خرج و كوتاهتر است و اول بار اين اپرت با كاربردي كميك و تفريحي مورد استفاده قرار گرفت. بنابر اين موسيقي از پايه هاي اصلي اين نوع آثار است. چيزي كه در اپرت «روزگاران» به چشم نيامد و بسيار ضعيف و آشفته مي نمود. استفاده از حركات موزون نيز انگار از باله وام گرفته شده، حركات موزون، زبان بدن است حركات فرميك هماهنگ، براي بيان مفاهيم با حذف كلام. تلفيق اينها ما را دعوت به ديدن اثري فرماليستي ميكند. اينكه چگونه مي توان به دريافت و درك بصري رسيد؟ بايستي بدن بازيگران و فرمهاي گروهي شان و موسيقي و تصاوير قابها وحتي كوچكترين حركات، گويا و داراي مفهوم باشد، نه اينكه صرفاً تابلويي عرضه كنيم! پس كنش چه مي شود؟ پس درام چه مي شود؟ پس نوآوري و خلاقيت و لذت از تماشاي يك اثر بصري چه مي شود؟ پس تخيل و انديشه كه عناصر اصلي يك نمايش هستند چه مي شوند؟ بازيگراني كه نوبت دارند مونولوگ هايشان را بسرايند و شعار دهند براي شنيدن و نه ديدن و دريافت نمودن و حس كردن. اين فقط شبيه شبهاي خاطرات جنگ است كه چقدر شيرين است از دهان رزمندگان واقعي. اي كاش كارگردان اين همه اصرار بر علامات و ابزار و لباس واقع گرايانه نمي كرد و از كليشه هايي عام چون چفيه، سربند، اسلحه و قرآن استفاده اي فراتر مي كرد و از فضاي رئاليستي، بيشترين مفاهيم را بيرون مي كشيد، نه اينكه خود را محدود كند به چيزي شبيه رژه نظامي و تيراندازي.
در اپرت «روزگاران» جز تقليد كليشه ها در بازي و بازيگري كه اسير فرم ها و موسيقي و سر و صداها و نورهاست چيزي نمي بينيم.
همه لحظات را مي توان حدس زد و اين چيزي است كه لذت ديدن نمايش را از بين مي برد. در پايان از سالن بيرون مي آيم و با خودم مي گويم: شاهد تمرين نفس گير گروهي پرتعداد بودم كه هدفي والا در سر مي پروراندند!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 1:37 توسط تحریریه |
نقد نمایش های

دوش آب گرم با فرکانس ۱۴۰ درجه به کارگردانی : عبدا... برجسته

و آواز های عقیم زیر نور آفتاب   به کارگردانی : حامد امان پور

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 12:16 توسط تحریریه |
نقدی بر آوازهای عقیم زیر آفتاب

آوازهای عقیم زیر آفتاب    ( نویسنده:صحرا رمضانیان ، کارگردان:حامد امانپور ــ صحرا رمضانیان  ) 

 

 

نویسنده : امیر بشیری

 

سر زدن به سالن هاشمی نژاد در این بعد از ظهرها دیگه داره واسه خیلی ها عادی میشه و این نوید بخش روزهای بهتری برای تئاتر این شهره ... .

و این بار ، نمایش آواز های عقیم زیر آفتاب .

اسم نمایش و حتی پوستر اون باعث کنجکاویم میشه تا این نمایش رو ببینم ،

نمایش حامد امانپور و صحرا رمضانیان که اززوج های موفق تئاتر این شهر هستن .

موضوع نمایش

قصه مربوط به دختر جوانی است به نام فرانک(مونا اکبری) که به همراه یوسف

(مهدی شربتی)همسر نویسنده و روزنامه نگار خود زندگی ساده و عاشقانه ای دارن ،

یوسف سخت مشغول نوشتن رمان خود می باشد و از اینکه نتوانسته به آرمان های که برای خود و فرانک داشته برسد بسیار ناراحت است و درگیر کشمکش های درونی خود می باشد و از طرفی فرانک به وسیله زینب خانم(راضیه ایرانی)همسایه خود با خانواده ثروتندی که در بچه دار شدن مشکل دارن آشنا میشه و برای  رهائی از مشکلات مالی وکمک به یوسف حاضر می شود رحم خود را به صورت اجاره ای در اختیار این زوج

(امیر صفای،صحرارمضانیان)قرار بدهد اما بعد از نه ماه بچه  به صورت ناقص  به دنیا

 می آید و زوج ثروتمند قصه، بچه را به فرانک و یوسف بر می گردانند و در نهایت فرانک به یک زایش طبیعی و همسرش به یک زایش ادبی می رسد .

 

نمایش  خانم رمضانیان،داستانی است که مشکلات سه زن را از طبقات اجتماعی خاص نشان می دهد و عملکرد و بازتاب آن را در جامعه امروز بیان می کند و باز هم از تنها ئی و مشکلات ریزو درشت یک زن که امروزه دیگر مشکلات یک دهه قبل را ندارد اما با نگرش های جدید مشکلات جدیدی هم برایش به وجود آمده،نشان می دهد .

داستان در شروع قصه ای تکراری (که البته شروع این قصه می توانست اصلا یک ماجرای تکراری نباشد،دختری مرفحی که عاشق پسر کفاش میشه و...) از زوج جوانی  را نشان

 می دهد که در ادامه، این قصه با ماجرائی گره می خورد که باعث می شود تماشاگر تا انتها نمایش را دنبال کند

استفاده کردن از موضوعی که لااقل قبلا در این شهر از آن استفاده نشده و رعایت محوریت داستان در مورد آن تا انتهای نمایش باعث می شود تماشگر هیچ گاه سردرگم نشود.

استفاده از دیالوگ هائی ساده و روان در معرفی شخصیت های داستان و گذشته سپری شده آنان ارتباط تماشاگر را با نمایش قوی می کند و در جائی باعث احساس همدردی تماشاگر با شخصیت اصلی داستان می شود.

به سطح بازی ها در آوازهای عقیم زیر آفتاب کاری نداری اما در خدمت بودن بازیگران آن برای نمایش قابل توجه است.

هدایت گران نمایش حساسیت و وسواس زیادی برای انسجام موضوعی به کار برده اند که جالب توجه است، که ای کاش کمی از این حساسیت و وسواس در بازی ها و اجرای صحیح بعضی از صحنه ها بود.

در جائی از داستان که جریان اجاره رحم مطرح می شود فرانک خیلی راحت این جریان را می پذیرد در حالی که این عمل لااقل در جامعه امروز کاری عادی و تعریف شده نیست، خود مطرح کردن این جریان(که ساختار قصه را تشکیل می دهد) می توانست خیلی جذاب تر از این باشد و کمی باعث تفکر تماشاگر گردد نه اینکه خیلی به راحتی از کنار آن بگذرد، (همانند عشق اساطیری یوسف به فرانک )، سعی زیادی شده تا ساختار وکلیت داستان تا انتها حفظ گردد اما علاوه بر این، ظرافت های قصه می توانست خیلی بیشتر از این باشد(مطرح کردن رحم اجارهای،پرداخت صحیح به جایگاه زینب در جامعه کنونی که اگر بازی روان خانم ایرانی نبود این شخصیت در کنار آن همه کلی گوئی محو می شد،ابراز علاقه جهانگیر به فرانک و...)که ما فقط تیتر وار آن ها را دیدیم ،که متاسفانه این جذابیت ها فدای کلی گوئی داستان می شود.

خب نمایش آواز های عقیم زیر آفتاب هم به اتمام رسید و امیدواریم باعث زایش فکری در تماشاگران خود شده باشد و برای آقای امانپور و گروه جوانشان آرزوی موفقیت می کنیم.

 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 10:57 توسط تحریریه |
بررسي چالشهاي تئاتر در گفتگو با رئيس انجمن نمايش مشهد : جاي خالي مخاطب!


خراسان امروز:تئاتر مشهد از عيد فطر سال جاري و در ادامه اجراي «طرح تئاتر 86» شاهد اجراي نمايش كمدي « شما نگران نباشيد» به كارگرداني محمدمهدي خاتمي بود.

ادامه مطالب را بخوانید


 

 


 

+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 14:28 توسط تحریریه |
به بهانه روشنان
رهايي از تكرار، راهي براي عقب نماندن تئاتر از مخاطب

  حسین زاده  
به بهانه اجراي نمايش «روشنان» در بخش ويژه دوازدهمين جشنواره تئاتر دفاع مقدس و سپس در تالار هنر مشهد با كارگردان و نويسنده آن سعيد تشكري هنرمند مشهدي به گفتگو نشستيم.سعيد تشكري را بيشتر به عنوان نمايشنامه نويس مي شناسيم، آثار او بارها توسط گروه هاي نمايشي كشور و مشهد به روي صحنه رفته است علاوه بر چاپ نمايشنامه هاي متعدد در حوزه تئاتر دفاع مقدس و ديني در حوزه فيلم نامه نويسي سه مجموعه تلويزيوني را در كارنامه خود دارد و آخرين فيلم نامه سينمايي او با عنوان «بهشت منتظر مي ماند» چندي پيش با كارگرداني محمدرضا آهنج از شبكه ٢ سيما پخش شد.تشكري با رمان «باران» جايزه كتاب سال را در اسفند ٨٥ كسب كرد و تقدير ويژه براي بيست سال نمايش نامه نويسي دفاع مقدس نمونه ديگري از موفقيت هاي اوست و آخرين آنها جايزه دوم مشاهير اسلام براي نگارش نمايشنامه اقليم باران است.او باگذشت سال ها نمايش رستگاري را درسومين همايش آيين هاي عاشورايي و نمايش روشنان را در بخش دوازدهمين جشنواره سراسري تئاتر دفاع مقدس و در تالار هنر مشهد به روي صحنه آورد.

ادامه مطالب را بخوانید

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 11:47 توسط تحریریه |
نگاهي به نمايش «من، برتولت برشت، دعوت به ضيافت چاي» به كارگرداني رضا صابري؛

بنويسيد جنگ تمام نشده

در داستان نمايش نويسنده اي (حشمت ا... شوريده) بعد از دو سال و نيم موفق مي شود نوشتن نمايشنامه مورد نظرش را به پايان برساند. حشمت ا... كه «ننه فريضه و فرزندش» را به تازگي تمام كرده، در نتيجه ورود فضاي داستان به جهاني ذهني و چالش پذير با نويسنده نمايشنامه «ننه دلاور و فرزندانش» - برتولت برشت - همراه مي شود و دو جهان خلق شده را در يك وسعت مشترك از فرايند اتفاق پديده مورد نظر مطرح مي كند.

ادامه مطالب را بخوانید

+ نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 12:51 توسط تحریریه |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا